قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
685
درة التاج ( فارسى )
و افلاك بسيارست ( از آن ) بعضى آن است كى مركز او موافق مركز زمين است : بتحقيق ، يا بتقريب . و بعضى آن است كى مركز او خارج است از مركز زمين ، و آن : يا محيط است به زمين ، و آن را خارج مركز خوانند ، يا غير محيط به آن ، و آن فلك تدويرست . و امّا كواكب بيش از آن است كى احصاء كنند آن را ، و آنج بر صد شناختهاند از آن سبعهء سياره است و هزار و بيست و جيزى از ثوابت . و اين مباحث اكثر آن مبنىّ است بر آنك سماويّات را اختلاف سرعت - و بطوء عارض نمىشوذ ، و نه انحراف - و التيام ، و نه تخلخل و تكاثف ، و نه رجوع - و انعطاف - و وقوف ، و نه خروج از حيّز . - و ازين لازم آيد كى كواكب منتقل نشوند حول الأرض به آن وجه كى اجرام افلاك منخرق شوند ايشان را ، بل انتقال ايشان بسبب حركت افلاك مذكوره است . و لازم آيد كى حركات مختلف در رويّت مستند باشد بآنج مقتضى تشابه ايشان است ، و آن مختلفه ممكن نيست كى حركتى بسيطه باشد ، بل كى واجب باشذ كى از جملهء بسائطى باشد - كى هر يكى از آن متشابه باشد . و هر حركتى كى مختلف شوند « 1 » زواياء آن ، يا قسىّ آن در ازمنهء متساويه ، آن مركّبهء [ متساوى ] باشد ، و اين نيست كى هر مركّبه جنين باشد ، پس اگر اين اصول واجب باشد در نفس امر لابدّ باشد هر كوكبى را از جند فلك ، به جهت حركات مشاهد او ، و اگر واجب نباشد حدس حكم مىكند بوقوع آن در سماويّات در اغلب ، و بتكثّر افلاك هر كوكبى ، و بصدق اكثر آنج ياذ كردم آن را ، نمىبينى كى نفس جگونه حدس مىكند از رسيدن مركز تدوير قمر ، و عطارد ، باوج « 2 » ايشان هر دو - در هر دورى دو بار ، و همجنين بحضيض « 3 » ايشان كى فلك تدوير ايشان قطع حامل
--> ( 1 ) - شود - م - ط . ( 2 ) - و باوج - اصل . ( 3 ) - تخصيص اصل - م .